نام کتاب : زهر تاوان
نویسنده : P*E*G*A*H کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۳٫۹۸ مگا بایت
تعداد صفحات : ۲۶۶
خلاصه داستان :
عصیانگری که آمده تا قصاص کند. تا به جبران آتشی که بر جانش افتاده زندگی دیگران را بسوزاند و بخشکاند. آمده تا با افسونگری جام زهر را در کام دشمنانش بریزد…
ادامه مطلب ...
نام کتاب : گروگان دوست داشتنی
نویسنده : صحرا۷۱ کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۳٫۳۲ مگا بایت
تعداد صفحات : ۲۲۹
خلاصه داستان :
داستان درمورد یه دختر به اسم پونه است.با دوست پسرش دانشجوی وکالته. پونه که یه دختر صد درصد فمنیستیه خبری بهش می رسه که دادگاه مردی که به سه زن حامله تجاوز کرده داره به نفع قاتل پیش می ره اونم برای اینکه قاتل محکوم به اعدام شه وکیل قاتل و می دزده.که وکیل تا جلسه اخر داد گاه نتونه بره و از قاتل دفاع کنه اما……
ادامه مطلب ...
نام کتاب : پانتی بنتی
نویسنده : ژیلا.و (miss.no.1.2004) کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۶٫۲۳ مگا بایت
تعداد صفحات : ۳۷۵
خلاصه داستان :
از زبان نویسنده:
داستان درمورد دختری بنام پانتی هستش که پدری عرب و مادری تهرانی داره . پدر این دختر زاده این عشیره خاص هستش و میراث دار این فرهنگ . پانتی ساکن تهران هست ولی قبلا بنا به دلایلی توی اون عشیره زندگی کرده . من عادت دارم که توی داستانهام گره ایجاد کنم و همراه با داستان این گره ها رو باز کنم ، برای همین خلاصه خاصی برای داستانهام نمینویسم …
ادامه مطلب ...
نام کتاب : تکرار می شوم
نویسنده : fereshteh98i کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۲٫۲۵ مگا بایت
تعداد صفحات : ۱۷۲
خلاصه داستان :
از زبان نویسنده :
چشمها همه کورند . شاید هم نمی خواهند ببینند . و باز من هستم ولی تنها … دستم را دراز می کنم…
به سوی چه کسی؟
و من باز پیدا نیستم . همه دورند. دردها ، همه نزدیک و آشکار! ولی درد من چه پنهان است
و من آماده ام تنها که با دنیا بجنگم.
زندگی سخت است، با یاد کسی سوختن، ساختن،سخت است…شاید هم دلم تنگ است!
و من باز میآیم به سوی آشنایی دیرینه، و تو باز هم از من می گریزی با همان نگاه همیشگی ، با همان نگاه سرد و سوزان
و من تنها به این لحظه پایبندم و من تنهاتر از هر لحظه دلتنگم…
ادامه مطلب ...
نام کتاب : کسی شاید شبیه من
نویسنده : لیلین کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۴٫۵۴ مگا بایت
تعداد صفحات : ۳۰۷
خلاصه داستان :
جاما هوتیچ دختر بوسنیایی جنگ زده ای هست که هفده سال قبل به همراه مادرش مونیرا تو یکی از اردوگاههای آوارگان جنگی نزدیک مرز کرواسی تحت سرپرستی وحمایت یک فعال حقوق بشر ایرانی به نام دکتر مسعود فراهانی قرار می گیره.دکتر با مادرش ازدواج میکنه واون به عنوان فرزند خونده ی دکتر با یه هویت جدید به ایران می یاد. تو تموم این هفده سال، جاما با هویت ایرانیش یعنی ندا فراهانی زندگی میکنه اما هرگز نمی تونه خودشو با شرایطی که بهش تحمیل شده وفق بده. نقاط مبهم زیادی از گذشته ش وجود داره که نمیذاره اون به طور کامل از هویت اصلیش و زادگاهش دل بکنه. تو گیرو دار رسیدن به جواب سوال هایی که همیشه داشته با پسربچه ای به اسم کارن آشنا میشه و تو حیطه ی کاریش به عنوان مربی مهد اون بچه درگیر زندگی خانوادگی کارن میشه و… …….
ادامه مطلب ...